مابرای ایجادفضایی آزاد به روابط خاصی نیازمندیم كه بتواند همكاری را پی ریزی كند.
انضباط نقطه ی اتكای تعلیم و تربیت است و بی انضباطی تعادل ارتباط میان معلم و دانش آموز را بر هم می زند و میزان یادگیری را به حداقل می رساند.


مابرای ایجادفضایی آزاد به روابط خاصی نیازمندیم كه بتواند همكاری را پی ریزی كند.
انضباط نقطه ی اتكای تعلیم و تربیت است و بی انضباطی تعادل ارتباط میان معلم و دانش آموز را بر هم می زند و میزان یادگیری را به حداقل می رساند.
امروزه اگر در تدریس، از روش های منسوخ استبدادی، كه تسلیم محض دانش آموز را می طلبید، پرهیز كنیم و روش نوینی را كه مبتنی بر اصول آزادی و قبول مسئولیت است برگزینیم، قادر خواهیم بود بر بسیاری از مشكلات انضباطی غلبه كنیم.
ما معلمان باید نه آسان گیر باشیم نه سخت گیر !
معلم مستبد معلمی است كه دانش آموز را مجبور به اطاعت از خود و فراگیری آنچه به او آموخته می كند او خود را دانای كل می داند و برای ایجاد نظم از اهرم قدرت، فشار و تنبیه استفاده می نماید.
او رئیس كلاس است و در كلامش خشونت نهفته است چنین معلمی تمام بایدها و نبایدها را به دانش آموز دیكته می كند و دانش آموز ناچار به اطاعت است در واقع او تصمیم می گیرد و دانش آموز اجرا می كند.
بحث و گفت و گو و ارائه پیشنهاد در چنین فضایی تقریباً غیر ممكن است و تمام مسئولیت های كلاس در حیطه ی معلم است.
این درحالیست كه یكی از اصول موفق برای هدایت كودكان در كلاس، استفاده از آزادی است. آزادی تقسیم مسئولیت است و باید آن را آموخت زیرا انسان ها از آزادی لذت می برند و دوست دارند مسئولیت زندگی كردن را در محیطی باز و آزاد بپذیرند.
انسان آزاد فردی است كه آموخته های متنوعی در زمینه مهارت های علمی، هنری، ورزشی و اجتماعی دارد. این فرد به دلیل داشتن حس همكاری و تمایل به یادگیری و توانایی تصمیم گیری مناسب در موقعیت های مختلف، توانایی انتخاب بیشتری را دارد.

استفاده از آزادی در كلاس درس یادگیری را دو چندان افزایش می دهد. معلمانی كه از این اهرم در كلاس بهره می برند معلمانی دموكرات هستند.
یك معلم دموكرات، در نقش یك راهنمای مسؤول، فلسفه آزادی را به شاگردان خود تعلیم می دهد. چنین معلمی، همیشه خود را صرفاً یك رئیس قدرتمند نمی داند، بلكه او رهبر گروه قلمداد می شود و در كلامش به جای خشونت، محبت نهفته است. شاگردان چنین معلمی، نه به خاطرفشارواجبار، بلكه به علت نفوذاو، تشویق به همكاری می شوند.
معلم دموكرات با ایجاد اشتیاق به یادگیری كودكان را به فعالیت های خودانگیخته تشویق می كند و به جای تحقیر و تنبیه به راهنمایی و كمك كردن می اندیشد. او در كلاس از كودك انتظار دارد كه سهمی از مسئولیت كل كلاس را به عهده بگیرد و هیچ گاه با قبول مسئولیت تام و تمام كودكان را به اطاعت محض وا نمی دارد. بلكه با ارائه پیشنهاد به دانش آموزان كمك می كند كه خود تصمیم بگیرند. وی بدون آنكه فشاری را به كودكان تحمیل كند، میل به یادگیری را در آنها برمی انگیزد.
ما به عنوان یك معلم، موقعیت بسیار حساسی در زندگی كودك داریم. نفوذ ما در كودكان نفوذ مستمر است. پس از والدین، ما تنها فردی هستیم كه علایق كودك را به سمت هدف های آموزش و پرورش هدایت می كنیم. ما مسئول ایجاد شرایطی هستیم كه در آن شرایط رفتارها و اكتسابات (یادگیری ها) و موقعیت های كودك، رشد مداوم خواهند داشت.
با به كارگرفتن نكات زیر می توان محیط شادی را برای یادگیری ایجاد كرد.
1-    گرم، صمیمی و مهربان و در عین حال مستحكم و استوار باشیم.
2-    گفتار و اعمالمان توأم با صداقت و اعتماد به نفس باشد.
3-    به همه ی دانش آموزان به یك چشم بنگریم و برای آنها احترام متساوی قایل باشیم. بدون تبعیض به صحبت هایشان گوش فرا دهیم و نظراتشان را با توجه به احساساتشان بپذیریم.



4-    برای تقویت اتكاء به نفس دانش آموزان خود، همیشه یك معلم مشوق باشیم. بین رفتار دانش آموز و خود او تفاوت قایل شویم. بدین معنی كه جلوی رفتار بد دانش آموز را بگیریم، اما خود او را طرد نكنیم و هیچگاه او را به عنوان یك انسان، از حق احترام محروم نكنیم.
5-    برای یادگیری بهینه، اعضاء كلاس را گروه بندی كنیم و آنها را به بحث گروهی و مشاركت در تصمیم گیری تشویق نمائیم.
6-    حد و مرزی برای رفتارهای مورد انتظار خود مشخص سازیم و این حد و مرز را با تدریس سودمند و محرك حفظ كنیم.
7-    ازگروه‌معلمانی‌نباشیم‌كه‌همیشه‌برروی‌اشتباهات‌دانش‌آموزان‌خودانگشت‌می‌گذارند. برنكات مثبت تكیه كنیم وتلاش‌های اصیل وخالصانه رامورد شناسایی قرار دهیم.
8-    در برنامه هفتگی كلاس تناوب و تنوع ایجاد كنیم.
9-    عیب جویی، موعظه و تكرار مكررات به معنای هدر دادن مطلق وقت است، از آن اجتناب كنیم.
10-    با برقراری یك ارتباط دوستانه در ساعاتی چون ورزش، هنر و انشا به درون دانش آموزان خود نفوذ كنیم و حكمران قلب آنها شویم.
11-    اجازه دهیم، همه شاگردان كلاس برای رشد مهارت های كلامی، آزادانه در یك بحث كنترل شده مشاركت داشته باشند و نقطه نظرات خود را مطرح كنند و درباره برنامه هایی كه طراحی كرده اند، صحبت كنند.
یادمان باشد اگر تربیت امری آسان و ساده بود، نمی بایست این همه كودكان غیرمسؤول در خانواده ها و مدارسی كه مربیان و معلمان و والدین مسؤول دارند، وجود می داشت. روشی كه در جهت اصلاح رفتار كودك اتخاذ می كنیم، همیشه باعث پیشرفت كودك نمی شود. مگر آنكه مبتنی بر درك صحیح ما از دنیای كودكان باشد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 مهر 1388    | توسط: افشین محمدی af.mohammadi@iran.ir    |    | نظرات()